زبان و ادبیات فارسی (آریا ادیب)

آغاز دورهی دوم کار تارنمای زبان و ادبیات فارسی (آریا ادیب)
هممیهنان و همزبانان ارجمند!
با پشتسرنهادن دورهای نسبتن دراز که توصیف آن در این مختصر نمیگنجد، اکنون بسیار دلشادم که بار دیگر افتخار خدمت به شما عزیزان را به دست میآورم و خرسندم که میتوانم با نوشتارهای آموزشی و پژوهشی بیشتری از بزرگان و اندیشمندان زبان فارسی، بخش دیگری از گنجینهی بیکران زبان و ادب فارسی را به شما بزرگواران ارائه کنم.
پیامهای مهرآمیز شما در مدتزمانی که ناگزیر در خدمت نبودم، مایهی دلگرمی فراوان و انگیزهی ادامهی کار من شد. امیدوار هستم دورهی دوم کار تارنمای زبان و ادبیات فارسی (آریا ادیب) نیز در رسیدن به مراد خود که همانا یاری و خدمت به همهی فارسیزبانان، بهویژه فرزندان ایرانزمین برای فراگیری و کاربرد درست زبان فارسی و آشنایی بیشتر با جنبههای انسانی، مترقی و جهانشمول ادبیات گرانبهای فارسی است، کامیاب باشد.
ایدون باد!
آریا ادیب

خوانندگان ارجمند من برای آشنایی با مجموعهی مقالههای نوشتهشده در این تارنما و خواندن مستقیم آنها میتوانند به اینجا نگاه کنند. با سپاس، آریا ادیب

در جلسهی گذشتهی شورای فرهنگستان، آقای دکتر پورجوادی نگرانی خود را از نادرستهایی که در رادیو و تلویزیون و رسانهها پخش میشود، بیان کردند و گفتند فرهنگستان باید به این کار رسیدگی کند. نگرانی ایشان از بابت نادرستهای فراوان در رادیو و تلویزیون است که رسانههای خارجی هم عینن از این نادرستها تقلید میکنند. در هر حال، من در چند مرحله مسایل را مطرح کنم: مرتبهی واژگان، صرف، نحو، ترکیبها و جز اینها. دنباله
ادبیات علمی– تخیلی در ایران
هرچند اوج شكلگیری و خلق ژانر علمی- تخیلی كه جوانان به آن علاقهی زیادی دارند به دههی ٢٠ و ٣٠ سدهی بیستم باز میگردد، اما خیلیها ژول ورن را نخستین نویسندهای میدانند كه از دههی ٨٠ سدهی نوزدهم میلادی با نوشتن آثاری خیالی كه انسان را راهی اعماق دریاها، اوج آسمانها و زیر زمین میكرد، این سبك را بنیاد گذارد. باید در نظر گرفت كه در سال ١٨٨٠ بشر هنوز نه هواپیمایی اختراع كرده بود كه بتواند پرواز كند و نه توانایی ساخت زیردریایی داشت. برای همین «كاپیتان نمو» با زیردریاییاش «ناتیلوس» شخصیتی مهم و علمی بهشمار میآید. دنباله...
طنز و شکلهای آن در ادبیات فارسی

طنز یکی از شاخههای ادبیات انتقادی و اجتماعی است که در ادبیات کهن فارسی، به عنوان نوع ادبیمستقل شناخته نشده و مرزهای مشخصی با دیگر مضمونهای انتقادی و خندهآمیز چون "هجو"، "هزل" و "مطایبه" نداشته است. از واژهی طنز، اغلب معنی لغوی آن یعنی "مسخره کردن" و "طعنه زدن" مورد نظر شاعران و نویسندگان بوده است ولی معنی امروزی آن، که جنبهی انتقاد غیرمستقیم اجتماعی با چاشنی خنده، که بُعد آموزشی و اصلاحطلبی آن مراد است، از واژهی اروپایی satire گرفته شده است. دنباله...

برخی از دستورنویسان بر این باورند که در زبان فارسی فعل مجهول وجود دارد, اما برخی دیگر معتقدند که چنین نیست. این هر دو نظر از جهتی درست اما دلیل آنها ناشناخته بوده است. در این گفتار بررسی میشود که ساخت فعل مجهول در زبان فارسی در چهصورت مجهول است و در چهصورت نیست. پیش از پرداختن به این مسأله که آیا در زبان فارسی فعل مجهول وجود دارد یا نه، لازم است که ببینیم فعل مجهول چیست؟ دنباله...
جوانمرگی در نثر معاصر فارسی

امشب میخواهم گزارشی بدهم از نثر معاصر و این که چه بوده است، پس از این یا هماکنونش با من نیست، تکلیفش را تکتک شما و زندهبودنتان تعیین خواهد کرد و نیز همهی آنها که دارند مینویسند و خواهند نوشت. چشم من و شما به دست آنان نیز هست تا بنویسند و حتمن بهتر از هدایت، آل احمد، به آذین، دانشور، ساعدی. ضمنن میخواهم بگویم که آنها چرا خودکشی کردند یا چرا قد نکشیدند. دنباله...

شاعران به نكوهش هر كس و هر چه زبان گشودهاند، از جمله خود شعر! این شعرستیزی گونهای "شعر ضد شعر" را پدید آورده که نمونهی آن در ادبیات فارسی کم نیست. دنباله...
ادبیات انتقادی ایران از آغاز تا عصر مشروطیت

ادبیات و آثار ادبی همواره تابع رویدادهای سیاسی و اجتماعی هستند و جهتگیریها و مسایلی که در ادبیات مطرح میشوند، از تغییرات مهم در جامعه تأثیر میپذیرند. مجموعهی این عوامل است که زمینه را برای بررسی تأثیر رویدادهای اجتماعی در ادبیات فراهم میآورد.
یکی از مسایلی که در ادبیات فارسی از نظر جامعهشناسی قابلبررسی است، ادبیات انتقادی و پرخاشگر و زمینههای اجتماعی آن است. ادبیات پرخاشگر از شاخههای مهم ادب فارسی است و دنباله ...
با اینهمه شاعر چه باید کرد؟

وقتی که من در ادارهی دارایی یکی از شهرها کار میکردم، معمولن هر سال به دستور اداره، ماموریت سفر داشتم که برای خرید مازاد غله به شهرها و شهرکها و قصبات اطراف بروم. یک سال طبق معمول مامور شدم که به شهرکی بروم و مازاد غلهی آن حدود را خریداری کنم. دنباله...
مقامهنویسی در ادبیات فارسی

«مقامه» واژهی عربی است و در كتابهای لغت در معنیهای گوناگونی به كار رفته است. این واژه پس از تغییر معنی در دورههای گوناگون ادبی و اجتماعی، سرانجام در سدهی چهارم هجری برای فن خاصی از نثر مصطلح و مشهور شده و در كتابهای لغت و دایره المعارفها بیشتر بدان اصطلاح ثبت شده است. مقامه در آثار برجایمانده از دورهی جاهلی در معنی «مجلس» و «مجمع» و نیز به معنی «گروهی كه در یك مجلس یا مجمع گرد آمده باشند»، به كار رفته است. دنباله...
راهنمای رماننویسی

نویسنده کسی است که مینویسد. شما وقتی به فکر نوشتن میافتید که طرحی در سر داشته باشید. نوشتن فکر کردن است، چون چیدن و آرایش کلام است و کلام تنها رسانهی فکر است. هر رمان با طرح موضوعی آغاز میشود، در واقع طرح نخستین گامی است که برای نوشتن داستان برداشته میشود . هر کس ممکن است طرحی برای نوشتن رمان داشته باشد، اما برای آفریدن رمان باید عنصرهای سازندهی آن را شناخت. دنباله...
درختان ایستاده میمیرند

از انقلاب مشروطه به بعد نسلی نبوده است که از این دو همراه همیشگی «شور» و «یأس» در امان باشد. وقتیکه در یکی از همین روزهای تاریخی در میدان توپخانه به دوست شاعر و فیلمسازم رسیدم، او با نوک پای راست زمین زیر پایش را نشان داد و گفت: «مدرنیتهی ایرانی از همین جا شروع شد». اشارهاش به «شوری» بود که انقلاب مشروطه در دهخدا و همرزمان و همنسلانش ایجاد کرده بود؛ و من با سر و نگاه به جایی دورتر، به میدان بهارستان، اشاره کردم و گفتم: «یأس تاریخی و لعنتی آنها و ما هم از آنجا شروع شد»، و بغضم را فرو خوردم و با اشارهی دستی از او خداحافظی کردم. بغضم از همهی این «یأس»های جانکاه ِ بعد از آن «شور»ها بود. آن یأس عظیمی که شب به توپ ستن مجلس موهای سر و روی دهخدا را یکباره سفید کرد، و آن یأسهای ریز و درشت فراوان این ۱۰۰ سال. از به توپبستن مجلس و استبداد صغیر بگیر تا کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و بیا تا... و تا... (حالا جوانها چه خوب شعر «زمستان» اخوان را میفهمند). دنباله . . .
راز نوشتن داستانهای کوتاه

«یکی بود، یکی نبود...» عجب عبارت جادویی؟ دعوتی که تاب مقاومت را میگیرد: «بشین و گوش کن، میخوام برات یه قصه بگم.» کمتر سرگرمیهایی به اندازهی شنیدن داستان، خوشایند هستند- به استثنای لذت نوشتن داستان. داستان گویی، باید از همان زمانی آغاز شده باشد که اصواتی که بشر تولید میکرد تبدیل به زبان شد. داستانهایی پیدا شدهاند که در زمان مصر باستان روی درخت پاپیروس نقش شدهاند. این داستانها اسناد پراکندهای بودند که بعدها گردآوری شدند. احتمال دارد طرحهایی که روی دیوارهای دوداندود غارها کشیده شدهاند قصههایی از شکار باشد، که در هنگام آشپزی و نشستن دور آتش تعریف میشدند. تمدنهای سراسر جهان کوشیدهاند از راه داستان، قهرمانهای خود را جاودان کنند و ماجرای هوس بازیهای خدایانشان را تعریف کنند.
امروزه، انگیزهی داستانگویی کمتر نشده است. نویسندگان به دو دلیل مینویسند. دلیل اول این است که چیزی برای گفتن دارند. دلیل دوم که به همان اندازه قوی است، این است که میخواهند چیزی کشف کنند. نوشتن نوعی کشف است. ما از راه داستاننویسی ایدهها، نگرشها و تجارب شخصیمان را کشف میکنیم و با آنها کنار میآییم. طی فرایند داستاننویسی، تا حدی درک بهتری از دنیا، دوستان، اطرافیان و خودمان پیدا میکنیم. هنگامی که کسی نوشتهی ما را میخواند، در بخشی از دنیای ما و ادراک ما از این دنیا سهیم میشود. در ضمن، داستاننویسی تجربهی بسیار شیرینی است. پس مداد خود را بتراشید، یا کامپیوترتان را روشن کنید تا با هم آغاز کنیم. دنباله . . .
واژگان دخیل عربی در کهنترین متنهای فارسی نو

آگاهی ما از وضعیت اولیهی تاریخ ادبیات فارسی، چه نثر و چه نظم، (۱) در گروهی از دستنویسها بازتاب یافته است که در آستانهی سده ی بیستم (۱۴- ۱۹۰۲) چهار هیئت کاوشگر آلمانی به سرپرستی آلبرت گرونوِدِل (۲) و آلبرت فُن لُکُک (۳) در واحهی تورفان در ایالت شین جیان (۴) (ترکستان شرقی)، در غرب چین، کشف کردهاند. در حقیقت، قدیمیترین مدارکِ زبان و ادب فارسی توسط مانویان برای ما به یادگار مانده است.(۵) پس از فرستادن نخستین گروهِ از مدارک بازیافته از تورفان به برلین، سرپرست وقتِ موزه ی مردم شناسی، فریدریش ویلهلم کارل مولر، (٦) «کسی که هیچ زبانی، از یونانی گرفته تا ژاپنی، برایش ناآشنا نبود»، (۷) در ۱۹۰۴ موفق به رمزگشایی خط این دستنویس ها شد. او نخستین کسی بود که متوجه شد اگرچه بیشتر متن های تورفانی مربوط به کیش مانی به خط ویژهی مانوی نوشته شده، زبان برخی از این قطعهها، نه سُغدی، پارتی یا فارسی میانه، بلکه فارسی نو است؛ و از این هیجانانگیزتر آن که حتا واژگان دخیل عربی نیز دارد. او یازده واژهی دخیلِ عربی قطعهی M106 را در اثرش، دستنوشتههای بازمانده به خط استرانجلو از تورفان، ترکستان چین، (۸) نام برده است. (۹) پژوهشهای بعدی نشان داد که زبان این قطعههای فارسی، نه آن فارسی دری فرهیخته و مورد انتظار، که زبانی است حد فاصلِ میان فارسی میانه و فارسی دری؛ زبانی در مرحلهی گذار که شاید بتوان آن را «فارسی نوِ آغازین» خواند. دنباله . . .
اهمیت گویشهای ایرانی

روزگار ما از یک دیدگاه عصر تشخصستیزی است. مردم
زمانه روگردان از هرگونه تبعیض و تفاوت، هراسان از هرنوع تشخص و تمایز، با
شتاب هرچه تمامتر بهسوی یکسانی و یکدستی و یکنواختی رانده میشوند. پیروان آیین جهانبینی، طرفداران یکسوگرایی اجتماعی و کارگزاران سوداگری آزاد
جهانی میکوشند طرحی بیاندازند و سامانی بچینند تا در ناکجاآباد هزارهی
سوم، همگان زیرسلطهی یک نظام اقتصادی نامریی، همه مثل هم بزایند و مثل هم
بزیند و مثل هم بمیرند! با این شتاب که هر روز در هر چهار سوی جهان، مرزهای
طبیعی، گسستهای ضروری و ناهمداستانیهای سالم و لازم میشکنند و فرو می
ریزند، دیری نپاید که گیتی ِ عاری از آرایشها و برهنه از شکفتگی و زیباییهایش که بخش کلانی از آنها ناشی از رویارویی تفاصلها و ناهمتاییهاست،
خراب آبادی شود هموار که در آن ترک و رومی و چینی و زنگی، همه در پشت
رایانههایشان با کیفهای سامسونت دردست و تلفنهای همراه در جیب و همبرگر
مک دونالد در دهان، همه همسان بزیند و بمیرند.
در عرصهی فرهنگ
نیز درها گشوده و سرحدات برداشته میشوند. امروزه «ابر و باد و مه و
خورشید و فلک» نه، بلکه اجیران حرفهای حرص و آز سیریناپذیر سوداگران
طرفدار کشورهای بیمرز و فرهنگهای یکرنگ و مبلغان و اتحادیهتراشان تجارت
جهانی از طریق اینترنت و فکس و ایمیل و ماهواره و رسانههای گروهی
جورواجور دیگر در تلاشاند تا همهجاپسند فردی، دیدگاه شخصی، اندیشه و
باور و زبان مستقل و در یک کلام هویت فردی و ملی من و تو را از ما بگیرند و
به جایش سلیقهی یکسان، جهاننگری یکسان، کردار و پندار و گفتار یکسان
صادراتی ارزانیمان دارند. فعلهها، بنایان و معماران چیرهدست در خفا و
آشکار، دستاندرکار برافراشتن دوبارهی «برج بابل»اند تا همهی زبانها در
هر هفت کشور جهان منسوخ شوند و زبانی واحد، اینبار نه لسان عبری هدیهی
یهوه، بلکه انگلیسی ناب آمریکایی در سراسر گیتی رایج شود! دنباله . . .

كسانی كه با متنها سروكار دارند، حتمن هر از گاه با مطالب و موضوعهایی جالبتوجه برخورد كردهاند كه چهبسا در گشودن مشكلات متنهای دیگر كارآمد باشند. برخی از این موردها در كتابهایی دیده میشوند كه اصلن ربطی به موضوع ندارند و از این نظر بسیار بعید است كه كسی این موضوعها را در چنان منابعی جستوجو كند، در حالی كه این نكتهها ممكن است بسیار ارزشمند باشند.
برخی از این موردها آن اندازه كوتاهاند و شمار شواهدی كه در تأیید آنها یافت میشود آن اندازه اندك است كه نمیتوان آن ها را در مقالهای مستقل ارایه كرد. این نوشتار به انتشار این موردها اختصاص یافته است و امیدوارم كه پژوهشگران، یافتههایی از این دست را برای انتشار در این بخش بفرستند. دنباله . . .
مقایسهی آثار شاعران زن از دیدگاه فكری و محتوا با شاعران مرد
(در شعر معاصر)

ادبیات فارسی حضور زنان را چهگونه در خود پذیرفته
است؟ زنان چه فعالیت و تأثیری در ادب پارسی داشتهاند؟ و تأثیر زنان در
پایهگذاری، پیشرفت و دگرگونیهای شعر معاصر فارسی، این مهمترین جلوهی
ادبی زبان فارسی، چهگونه بوده است؟
با یك دید كلی، پس از
ناصرالدین شاه قاجار دگرگونیهای چشمگیری در موقعیت و عملكرد زنان ایران
پدید آمد، بهگونهای كه هماكنون زن ایرانی امتیازهای چشمگیری به دست
آورده و از اعتبار و موقعیتی بسیار ممتازتر از گذشته برخوردار شده است و
تقریبن همدوش و همراه مرد ایرانی در مراكز علمی، فرهنگی، هنری، اقتصادی،
سیاسی و حتا گاه نظامی حضوری فعال دارد. دخالت زنان و تأثیر آنان در آراستن
صحنهها و ایجاد حوادث داستانهای عامیانه در دورانهای گوناگون به یك
پایه نیست. در روزگاری كه زنان در كارهای اجتماعی شركت میجستند و در زندگی
روزمره دخالتی قوی و فعالانه داشتند، طبعن در داستانها اهمیت بیشتری
مییافتند و در هر دوره ای كه زنان به پشت پردهی انزوا رانده میشدند و
از دخالت در کارهای اجتماعی باز میماندند، از اهمیت و تأثیر آنان كاسته
میشد. زنان در حوزه ی داستاننویسی حضور چشمگیری نداشتهاند، مگر در زمان
معاصر، بنابراین تأثیر اصلی و بزرگ زنان در ادبیات بیشتر در عرصه ی شعر
بوده است. دنباله . . .
ادبیات اینترنتی

دیگر بر کسی پوشیده نیست که در حال حاضر همهی بار ادبیات بر دوش کاغذ گذاشته نشده است و در این میان اینترنت، سهمی را هم از آن خود کرده است. ما بنا بر سبک و سیاقی دیر پا عادت کردهایم که به ادبیات "غیر از مقوله شفاهی آن " به چشم کلمههای نوشتهشده بر کاغذ نگاه کنیم ، ادبیات را تا به حال در قالب کلاسیک آن یعنی کتاب شناختهایم و با آن انس گرفتهایم . گمان میکنیم ماندگاری نوشتهها و کلمهها بر روی کاغذ محتملتر و ماندگارتر است، در حالی که اکنون و در عصر حاضر به دلیل آسان شدن ارتباطات، ادبیات اینترنتی میتواند بسیار آسانتر، زودتر و سریعتر به دست مخاطبان خود برسد.
بهویژه که اکنون ادبیات کاغذی ما در وضعیتی به سر می برد که از هر ۱۰۰۰ نسخهی کتاب داستان و یا شعری که چاپ میشود (باز داستان وضعش از شعر بهتر است ) ۱۰۰ شمارهی آن بیشتر به فروش نمیرسد و بقیه یا تحویل نویسنده داده میشود که خودش یک فکری به حال آنها بکند و یا این که آنقدر در انبارهای ناشران و پخشیها و ...میماند تا روزی که تمام شوند که آن روز هیچگاه چندان نزدیک هم نبوده است. دنباله . . .
اندیشهی سیاسی سعدی

زمینه و زمانهی سعدی
سعدی
شیرازی (٦۰٦- ٦۹۰ه. ق) در دورهای چشم به جهان گشود که ایرانزمین از هر
سو عرصهی تاخت و تاز نیروهای ویرانگر زندگی اجتماعی قرار گرفته بود.
از
سوی غرب صلیبیان، حکومت در حال زوال سلجوقیان را هر چه بیشتر به سوی
نابودی میکشاندند. از سوی شرق مغولان از کشتهها پشته میساختند، و از
درون نیز، امیران و حاکمان محلی با باج و خراج و درگیریهای خونبار داخلی،
عرصهی زیست اجتماعی را به جهنمی سوزان تبدیل کرده بودند. سعدی از زمانهی
خویش چنین یاد میکند:
ای محمد گر قیامت می برآری سر ز خاک / سر برآور وین قیامت در میان خلق بین
زینهار از دور گیتی و انقلاب روزگار / در خیال کس نیامد کانچنان گردد چنین
در نیکاندیشی و بزرگمنشی سعدی همین بس، که در چنین زمانهی خونریزی از آموزهی
بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضو ها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامد نهند آدمی
سخن به میان آورده است. هر چند نباید از یاد بُرد که نه سعدی خود توانست به این آموزه همواره پایبند بماند و نه در جامعهی آن روز ایران این آموزه قابل تحقق بود. نکتهی مهم اما این بود که سعدی با این آموزه، افقی بسیار انسانی فرا راه ذهن و زبان جامعه گشود. دنباله . . .

نمونه ی واقعی یا نمادین جانوران در استورههای ایران باستان آمده است و میتوان آن را در منابع اوستایی، پهلوی و حتا فارسی دید. در بخشهایی از اوستا از جمله در بخش گاهانی: یسنا ۲۸ بند ۱، ویسنا ۲۹ بند ۱ تا ۱۱، در اوستای متأخر: یشت ۱۳ بندهای ۸٦ و ۸۷، یسنا ۱۳ بند ۷، یسنا ٦ بند ۴، یسنا ۲٦ بندهای ۴و ۵، یسنا ٦۸ بند ۲۳، یسنا ۱ بند ۲، یسنا ۳۹ بند ، یسنا ۷۰ بند ۲، یشت ۷ (مقدمه)، یشت ۱۴ بند ۵۴، و یسپرد ۲۱ بند ۲و یشت هفتم و سی روزه دوم بند ۱۲... از گاو سخن رفته است. . . .
بر پایهی كتابهای دینی پهلوی بهویژه بندهش و نوشتههای زادسپرم و دادستان دینیك و دینكرد میتوان اینگونه برداشت كرد كه كیومرث و گاو نخستین به نام اوگدات یا ایوكداد e.vak.dad از خاك درست شدند. گاو در ساحل راست رودخانه داییتی da.i.ti یا ویهدایت vi.ye.dayt و گیومرث در ساحل چپ آن آفریده شد. این گاو كه بنابر بیشتر منابع نر بود، تنها آفریدهی روی زمین و حیوانی زیبا و نیرومند بهشمار میرفت. دنباله . . .

۱۱۱- آیا میدانستید که عبارت اصطلاحی "هر را از بر تشخیص نمیدهد" از زبان چوپانان روستایی گرفته شده و در میان شهرنشینان رایج شده است؟
۱۱۲- آیا میدانستید که "جهنم دره" در استان آدربایجان غربی قرار دارد؟
۱۱۳- آیا میدانستید که به دلیل شیوهی زندگی ترکان و مغولان که چادرنشینی بوده است، در زبان فارسی نیز واژهی "اتاق" بهجای "خانه" و واژهی "خانه" بهجای "سرا" نشسته است؟
۱۱۴- آیا میدانستید که شیخان فرمانروا در برخی از کشورهای همسابهی ایران که به برکت دلارهای نفتی و پشتیبانی امپریالیستی حکومت و دم و دستگاهی یافتهاند، دستآوردهای فرهنگ و ادب و هنر ایرانی و فارسی را زیر عنوان "هنرهای اسلامی" در موزههای جهان زدهبندی میکنند و با بیشرمی با انتشار تمبر با چهرهی پورسینا، پزشك، دانشمند و فیلسوف بلندآوازه و جهانشناختهی ایرانی را فیلسوف و پزشك دولت عربی مینامند؟
۱۱۵- آیا میدانستید که واژهی "هالو" که در عبارت اصطلاحی "هالو گیر آوردن" وجود دارد، در گذشته نه در معنای منفی، بلکه درست برعکس، برای اظهار ادب و ادای احترام به کار گرفته میشده است؟
۱۱٦- آیا میدانستید که بسیاری از فارسیزبانان نمیتوانند بسیاری از کشورها و ملتها را بهدرستی نام ببرند و چیزی را به آنها نسبت دهند؟
۱۱۷- آیا میدانستید که بسیاری از واژههای "عربی" موجود در زبان فارسی در حقیقت عربی نیست و تنها چون از راه زبان عربی وارد زبان فارسی شده است، عربی یه شمار میرود؟
۱۱۸- آیا میدانستید که بسیاری از مترجمان و قلمبهدستان فارسی نویس هنوز نمیدانند که بههنگام ترجمه از زبانهای انگلیسی یا فرانسوی به زبان فارسی، پسوند اسمساز ity- یا ité را چهگونه به فارسی برگردانند؟
۱۱۹- آیا میدانستید که بنا بر استورهی ایرانی که در شاهنامهی فردوسی نیز آمده است رستم دستان با یک عمل سزارین به دنیا آمده است؟
تاریخ خط حرفی در ایران و جهان

میگویند كه هندوان در آغاز هر كتابی مینویسند: «درود بر كسی باد كه خط را اختراع كرد.» ما نیز چنین ستایشی را بهحق در خور آن كس میدانیم، چون كلید هر دانشی خط است. بیجهت نیست كه آغاز دوران تاریخی را با پیدایش خط میزان كرده اند. دیرزمانی است كه مردم جهان پی به اهمیت آن برده و خواستهاند كه بدانند كی و كجا و چهگونه اختراع شده است.
چنانكه از كتابهای فارسی و عربی و یونانی آشکار می شود، موضوع اصلی الفبا و مخترع آن چندین بار در تاریخ جهان زمینهی بحث و جدل دینی و فرهنگی بوده است.
تا یك سدهی پیش موضوع الفبا را بهگونهای با روایات مذهبی مربوط كرده بودند كه كسی از ترس تكفیر جرات سخنگفتن در آن باره را نداشت و كمكم موضوع بدین سادگی را با غرضهای خاصی به موضوع باستانشاسی در آمیختند و کوشیدند پردهای بر روی تاریخ این اختراع شگفتآور بكشانند و مخترع خط الفبایی را به دست فراموشی بسپارند.
در اسناد كهن اروپایی مدركی دیده نمیشود كه از مخترع خط نامی برده باشد و هنگامی كه در اینباره سخن میگویند جز افسانه و اوهام چیز دیگری دستگیر كسی نمیشود. در ایران با این كه سدههاست كه به علت تعصبهای جاهلانه و خرابكاری زندیقان از جعل و دستخوردگی در مدارك تاریخی فروگذار نشده است، با این همه خوشبختانه از لابهلای سطور تاریخ می توان اسناد و مداركی تاریخی و فنی یافت كه بهگونهای روشن تاریخ الفبا را نشان میدهند.
ما پیش از اینكه وارد بحث تاریخی شویم توجه خوانندگان را به دو نكته جلب میكنیم: دنباله . . .
سوگند و رد پای آن در ادبیات فارسی

جز راست مگوی گاه و بیگاه / تا حاجت نیایدت به سوگند (ناصر خسرو)
در روزگاران قدیم و دوران های كهن راه های گوناگونی برای رفع و حل اختلاف ها و ادعاهای مردمان مرسوم و متداول بوده است كه یكی از آن ها نبرد تنبهتن یا Duell و دیگری (Ordal (۳ است كه ما آن را به پهلوی ور( var (۴ میخواندهایم و هنوز هم در برخی از سرزمین های افریقا رایج و معمول است. وَر نزد ایرانیان و اُردال نزد اروپاییان عبارت بودهاست از آزمایش های گوناگونی كه همپتكاران (۵) یا پیشمار و پسمار طی آن میبایستی راست گویی خود را به اثبات برسانند و خویشتن را از تهمت بزه كاری بزدایند و چون در زمان های پیشین كشف چنین حقایقی را دشوار میدیدهاند، به ناچار طی محاكمه ها و تشریفاتی بس پیچیده و مبهم دو طرف دعوا را میآزمودهاند تا هركدام كه از بوته ی آزمایش رستگار به درآید، ذیحق باشد و راست گو شناخته شود.
این گونه سنن و رسوم در همه جا و در میان همه ی قوم های متمدن و غیرمتمدن آن روزگاران رایج بودهاست. از كهنترین آثار یعنی از اوستا كتاب دینی زرتشتیان و ودا (٦) آییننامه ی مذهبی برهمنان آگاهی های بسیاری در این باره میتوان بیرون آورد. در ایران باستان ور را اقسام و انواعی گوناگون بودهاست. در اوستایی كه امروز (۷) در دست داریم ، چندینبار از ورهای گوناگون یاد شدهاست، دنباله . .
نقش و تصویر در ادبیات فارسی
زنده یاد هانری ماسه از ایرانشناسان نسل گذشته تنها كسی است كه افزون بر آشنایی كامل با ادب فارسی به خلقیات و هنرهای عامیانه ی ایرانیان نیز توجه بسیار داشت. كتاب «اعتقاد و عادات ایرانیان»Croyances et coutumes Persanes,Paris 1938 حاصل نخستین آشنایی نزدیك و دلبستگی او به مردم این سرزمین بود. پس از آن در طی نیم سده كوشش و با انتشار « تمدن ایرانی » و « منتخبات نظم و نثر فارسی » و دهها مقاله جهانیان را بیش از پیش با شگفتیهای تمدن و ادب ایران آشنا كرد، وی هرگز از مردم بازار و روستاها نیز غافل نشد و یكی از آخرین كارهای او در این زمینه مقالهای با عنوان: Imagerie popoulaire de I'Iran است كه در مجله ی آر آزیاتیك جلد پنجم – بخش ۳ - سال ۱۹٦۰ به چاپ رسیده است و ما برای معرفی بیش تر این زبان دان و ایرانشناس بزرگ برگردان فارسی آن را در پایین می آوریم:
در سده ی نوزدهم میلادی در ایران برای انتشار چند روزنامه چاپ خانهای تأسیس كردند كه در واقع دستگاه چاپ سنگی (لیتوگرافی) بود. این روش تا آخرین سال های این سده برای چاپ روزنامه، نشریات عامیانه و متنهای ادبی و علمی به كار میرفت . برخی از این كتاب ها كه به دقت لیتوگرافی شده با هنرهای عامیانه ایران بستگی دارد، چه گروهی از سازندگان تصویرهای آن ها به ویژه میرزاحسین از خلقیات معاصران خود الهام میگرفتند. برای مثال، من چاپ زیبای هزارویكشب (۱۲۷۳)، مجموعه ضربالمثلها (۱۲۷۳) و اسكندرنامه منظوم (۱۲۷۴) (۱) را نام میبرم . دنباله . . .

ادبیات شفاهی بخش مهمی از فولكلور است و برای
آن كه درك دقیقی از آن داشته باشیم، ضروری است كه توضیحاتی
درباره ی فولكلور ارایه شود.
فولكلور (Folklore) كه در
زبان فارسی به فرهنگ مردم، فرهنگ عامه، دانش عوام، فرهنگ توده
و... ترجمه شده است، نخستین بار توسط ویلیام جان تامز انگلیسی (در
سال ۱۸۴٦میلادی) عنوان شد. از نظر وی، این واژه ناظر بر پژوهشهایی
بود كه بایست در زمینه ی عادات، آداب و مشاهدات، خرافات و
ترانههایی كه ازدوره های قدیم باقی ماندهاند، صورت میگرفت.
پذیرش
این اصطلاح، با مقاومتهایی در میان پژوهشگران همراه بود. این
مقاومتها بیش از هر چیز، به ابهام هایی مربوط میشد كه در خود این
اصطلاح و نیز تعریف تامز از آن وجود داشت. با وجود چنین مقاومتهایی،
در زمانی نه چندان زیاد، این اصطلاح در میان اهل علم و نظر
پذیرشی جهانی یافت.
از فولكلور تعریفهای فراوانی صورت
گرفته است. این تعریفها گاه به هم بسیار نزدیكند و گاه فاصلهای
نسبتن دور از هم دارند. نگاهی به دایره المعارفهای مهم جهان، گویای
چنین اختلاف هایی است. در فرهنگهای تخصصی نیز با چنین اختلاف هایی
رو به رو میشویم. مثلن در یكی از فرهنگهای تخصصی، به نام «فرهنگ
استاندارد فولكلور، استورهشناسی و افسانه»، نردیک به بیست و یك
تعریف از اصطلاح فولكلور ارایه شده است. (۱)
این اختلاف
ها بیش از هر چیز به استنباطهای متفاوتی مربوط میشود كه نسبت به
دو بخش این اصطلاح، یعنی Folk و Lore در میان پژوهشگران وجود دارد. دنباله . . .
تکرار در ادبیات فارسی
(جایگاه تكرار و بازنویسی)

چكیده :
تكرار، غالبن سخن را آراسته تر
می کند. ساختار منظمی به آن می بخشد و موسیقی شعر را پدید می آورد. در
نمایش نامه، تكرار در ساختار گفت و شنودها به چشم می خورد. همچنین در تكیه
كلام ها. در نوشته های منثور، در روزنامه نویسی یا داستان پردازی، برای
آهنگ سخن از تكرار استفاده می شود.
بازنویسی متن نیز نوعی
تكرار «بینا متنی» است و افسانه ها و استوره های دیرین با بازنویسی حیات
دوباره می یابند. از ساختار شعری گذشتگان اقتباس می شود، اما هر بار اثری
تازه و بدیع آفریده می شود.
مقدمه:
مقصود
از تكرار، اندیشه ای را برجسته ساختن یا به جنبه ای از یك تفكر جلوه ویژه
ای بخشیدن و قدرتی فزون تر کردن و سودایی را بیان داشتن است.
بی
گمان هر تكراری به خودی خود بر زیبایی سخن نمی افزاید. آن چه زیبایی می
آفریند سبك گفتاری است، نه تكرار پیام. اما تكرار كلام، وزن و آهنگی پدید
می آورد، باعث تحریر صدا می شود یا لحن را تغییر می دهد و جایگاه آرایه را
به خود می گیرد. نمونه ی بارز تكرار در شعرهایی كه قالبی سنتی دارند، دیده
می شود که در آن ها، واكه ها و همخوان و قافیه ها به شكل مناسبی تكرار می
شوند. در مثالی از منوچهری می بینیم كه چه گونه تكرار صوت های «خ» و «ز»
به شعر زیبایی می بخشد:
خیزید و خز آرید كه هنگام خزان است / باد خنك از جانب خوارزم وزان است. (ابراهیمی، ۱۳۷٦، برگ ٦۲)
در
این مقاله به شکل های دیگر صنعت تكرار نیز اشاره شده و بر تفاوت میان
تكرار، بازنویسی و بینامتنی، یا حضور متنی در متن دیگر، تأكید می شود.
در سخنوری، تكرار بر چند گونه است: دنباله . . .

هنگام سخن گفتن برای القا به تر معنی ها از تكیه,
آهنگ و تأكید بهره می گیریم. رعایت این موردها به سخنور كمك می كند به
آسانی بتواند با شنونده اش ارتباط برقرار كند. رعایت شیوه ی خط فارسی نیز
در یك نوشته موجب گویایی, سادگی و سهولت خواندن و نوشتن می شود. به كمك
شیوه ای یك دست از دوگانگی پرهیز می شود.
در شیوه ی خط فارسی اصل بر چند مطلب است:
۱- رعایت موازین دستور زبان فارسی
۲- رعایت استقلال واژه ها
۳- همخوانی نوشتار با گفتار
۴- پی روی واژگان بیگانه از شیوه ی خط فارسی
۵- آسانی خواندن و نوشتن
٦- گزینش به ترین شكل نوشتاری
۷- انعطاف پذیری
۸- چشم نوازی و زیبایی خط
اکنون به این چند جمله دقت كنید: دنباله . . .





















مجموعه
ی لغاتی که در طی تاریخ در زبان ملتی وجود داشته و به کار رفته است در حکم
فهرست حوادث و شیوه ی زندگانی و تمدن و اندیشه ها و آرزو های آن ملت است.
از مطالعه ی این مجموعه می توان بر سرگذشت مادی و معنوی هر یک از جوامع
انسانی وقوف یافت.


عطار،
"پرده بازى" ، "خيال بازى" و "بازى خيال" را تقريبن به يك معنى به كار مى
بَرَد و این معنا ظاهرن برابر است با آن چه در زبان عربى به آن «خيالُ
الظّل» مى گفته اند. از اين بيت خاقانى (ديوان، برگ ۲۲۷)














داستان
پست مدرن چیست؟ چه گونه بدانیم یک داستان پست مدرن است؟ ویژگی های یک
داستان پست مدرن چیست؟ تفاوت ادبیات کلاسیک و مدرن با پست مدرن چیست؟ این
پرسش ها که ذهن مخاطبان داستان و حتا نویسندگان آن را به خود معطوف می کند
از جمله پرسش هایی است که منابع بسیار محدودی در زمینه ی آن ها وجود دارد و
همین اندک منابع هم پراکنده و غیر منسجم به آن ها پرداخته اند. 
یك
آدم شیر حلال خورده ای روزی گفت، نقد ادبی ترقی خواه باعث تولد، شكوفایی و
پیشرفت ادبیات مردمی می شود و انتقاد ادبی را به طنز "كتك كاری استتیك"
نام گذاشت. ویكتور هوگو ، خالق رمان بینوایان می نویسد : نقد، وجدان هنر
است. و در مطبوعات ما سال هاست كه می پرسند: چرا ادبیات ایرانی جهانی نمی
شود ؟ چرا نوبل ادبی را به ما نمی دهند ؟ چرا كسی آثار فارسی را به زبان
های خارجی ترجمه نمی كند ؟ و..و..و . در این جا باید گفت، در مملكتی كه
تعداد "بساز و بفروش" های ادبی روز به روز زیادتر و تعداد اهل قلم و
منتقدان روز به روز كم تر می شود، آیا می توان انتظاری از این به تر داشت ؟
نقد ادبی در غرب، فرزند خلف عصر روشنگری و حكومت مردم بر مردم بود. نقد
ادبی در جامعه ی مدعی مدنیت نیز نیاز به آزادی و برخورد عقاید دارد تا زیر
شلاق سانسور به خودسانسوری و سطحی گری مبتذل دچار نشود. هر بحران ادبی،
بحران نقد را نیز به همراه دارد و بر عكس. 




















































































































پست الکترونیکی: aryaadib2@gmail.com