شماره ی نوشته: ۳۱ / ۱۲

دكتر عیسی بهنام

هنر تزیین به وسیله ی خط

چرا خارجی ها بدون آن كه اطلاعی از زبان فارسی داشته باشند کار خوش نویسان ما را می‌خرند؟

چه گونه ذوق لطیف ایرانی خط را به عنوان یك عامل تزیینی مورد استفاده قرار داده است؟

در سراسر جهان خط وسیله ای برای فهماندن آن چیزی است كه در مغز انسان می گذرد. در كشور ما كه همه چیز را با شعر و هنر همراه می كنیم خط را نیز به صورت یك رشته هنری بسیار زیبا درآورده‌ایم،  به گونه ای كه کسانی مانند هلندی‌‌ها و فرانسوی‌ها یا آمریكایی‌ها، كه كوچك ترین اطلاعی از خط ما ندارند، صفحات خوش نویسان ما را به بهای گزاف می خرند و آن ها را زینت خانه‌های خود می کنند.

در عهد اشكانیان و ساسانیان هنرمندان ایرانی برای تزیین در و دیوار كاخ های امیران و پادشاهان از گچ بری ها استفاده می كردند.

نمونه‌هایی از این گچ بری ها در خرابه های تیسفون پیدا شده و به موزه ی برلین منتقل شده است. شمار دیگری نیز در خرابه‌های شهر آشور از زمان اشكانیان كشف شده و در موزه ی ایران باستان نیز مقداری گچ‌بری كه از كاخی از عهد ساسانیان در دامغان كشف شده، محفوظ است. این گچ بری ها نشان می دهد كه در عهد اشكانیان و ساسانیان هنرمندان ایرانی از ایجاد نقش های هندسی و مصنوعی لذت می‌برده‌اند. و به اصطلاح نقاشان امروزی «آبستره» كار می كرده‌اند.

اگر می‌بینیم پس از انقراض دولت ساسانی برای تزیین دیوار كاخ های پادشاهان و بزرگان خط جای نقش های هندسی را گرفت برای این نیست كه دین اسلام درباره ی این موضوع دستوری داده باشد، بلكه فقط برای است كه هنرهای تزیینی كشور ما بدون توجه به تغییرات سیاسی و مذهبی راه تكامل خود را می‌پیموده است و هنرمندان ما در نتیجه ی آشنایی با خط عربی این فكر به نظرشان رسید كه می توانند از آن نیز برای تزیین دیوارهای خود استفاده كنند و شاید از نقش خطوط هندسی و آبستره خسته شده بودند و مترصد بودند كه موضوع تازه‌ای برای تزیین دیوارهای خود پیدا كنند و این موضوع تازه را در خط عربی یافتند.

مقصود از نقش «آبستره» نقشی است كه برای ایجاد آن از طبیعت تقلید نشده و به هیچ چیزی در طبیعت شبیه نیست جز به خطوط منحنی یا شكسته‌ای كه نماینده ی پندار و اندیشه ی هنرمند است. شاید بتوان كلمه «آبستره» را به واژه‌های معنوی یا غیر مادی یا مصنوعی و تخیلی ترجمه كرد.

موضوع مهم این است كه این نقش «آبستره» یا خیالی و مصنوعی زاییده ی فكر هنرمندان ایران است و تحولاتی كه در دوره ی اسلامی پیدا كرده به هیچ روی مربوط به دین اسلام نیست.

مثلن نقش قالی از آغاز در ایران خیالی و مصنوعی بوده. در حقیقت قالی‌باف خواسته است روی قالی خود باغ و درختان و گل بلبل را نشان دهد و به جای آن مقداری خطوط منحنی و شكسته را طوری نشان داده و به طریقی رنگ آمیزی کرده كه برای چشم لذت واقعی دارد. در باره ی خط نیز همین رویه انجام گرفته و آن را برای استفاده در تزیینات به كار برده اند.

روی نوشته‌های آرامگاه داریوش اول در نقش رستم آثاری از رنگ آبی لاجوردی دیده شده و این نشان می دهد كه در اصل این نوشته‌ها رنگ آبی داشته اند.

می گویند كتاب اوستا روی پوست گاو با خط زرین نوشته شده بود. كتب مانی نیز طبق گفته پژوهشگران اوایل دوره ی اسلامی با خط زرین نوشته می شده است.

یكی از قدیمی ترین نمونه های خط كوفی گل‌دار كه در كشور ما وجود دارد و به خوبی نشان می دهد چه گونه از خط برای تزیین بنا استفاده شده است، نوشته‌های مسجد جامع نایین است كه به تاریخ ۲۸۸ هجری است.

در این نوشته‌ها آغاز و پایان حرف ها با نقش هایی شبیه به برگ خرما تزیین شده و به ا‌ین طریق خواندن آن كار آسانی نیست.

كتیبه مسجد نایین به طریق زیر خوانده می شود : امن با لله و الیوم.

دویست سال بعد در مسجدی در زنگبار كه به وسیله ی ایرانیانی كه با آن كشور مهاجرت كرده بودند ساخته شده، همین كتیبه با تزیین های بیش تر و پیچ و خم های زیادتر، زینت دیوارشده. خواندن كتیبه زنگبار بسیار دشوار تر از خواندن كتیبه ی نایین است و تحول خط كوفی را در عرض دو سده نشان می دهد.

نزدیک به  یكصد سال بعد از مسجد زنگبار در روی دیوار برجی كه به افتخار سلطان مسعود سوم (۴٦۲- ۵۰۷ هجری) ساخته شده كتیبه ی زیبایی، مخلوط با نقش های هندسی، به شیوه ی كاخ اشكانی در مشطه روی آجر تراشیده شده. كه به منزله ی یكی از شاهكارهای هنر خط نویسی روی ساختمان است و قابل مقایسه با كتیبه ی مدرسه ی نظامیه در خار گرد است كه به نام نظام الملك  ساخته شده است.

در عهد اشكانیان و ساسانیان تزیین های دیوارها و درهای كاخ ها روی گچ تراشیده می‌شد. در دوره ی اسلامی نیز سوره های قرآن یا نام سازندگان مساجد یا تاریخ بنای آن روی گچ تراشیده شد. بنابراین در سبك كار تغییری حاصل نشد. فقط موضوع تزیین ها عوض شد. این مطلب از مقایسه ی نوشته های جامع نایین با تزیین های كاخ تیسفون یا «مشطه» به خوبی آشکار می شود. این شیوه ی خط نویسی با تراش آجر كاملن متناسب بود و طبعن خط ها به صورت افقی یا عمودی در می آمدند و در كتیبه‌ها خط منحنی دیده نمی‌شد. مانند این خط ها در سده ی سوم هجری در روی بشقاب هایی از نیشابور به دست آمده و نمونه های متعدد از آن در موزه ی ایران باستان موجود است.

خط بشقابی به طریق زیر خوانده می‌شود «الحلم اوله مرمذاقته لكن آخره احلا من العسل»و در نمونه دیگری «لصاحبه بركه و یمن و سرور».

بنابراین هنرمندان ایرانی از خط عربی با انواع گوناگون در روی دیوار مسجدها و سر درها و درهای چوبی و بشقاب های سفالین و چیزهای دیگر استفاده کرده، آن را به صورت تزیین زیبایی در آورده اند و این یكی از ویژگی هایی است كه هنر ایران را از هنر كشورهای دیگر اسلامی متمایز می کند.     

- - -

از: مجله ی هنر و مردم دوره ی یکم، شماره ی ۲، آذر ۱۳۴۱