4
رابطه ی زندگی نامه و داستان

وقتی دبیر بخش اندیشه ی نشریه ی آدم برفی ها موضوع این شماره را که توضیح و زندگی نامه ی یکی از اندیشمندان بود را به من گفت، چند روزی درگیر این قضیه بودم که چه شخصی را انتخاب کنم؟! از ایران سروش، فردید و منزوی و از خارجی ها راولز و هیوم در ذهنم بودند، ولی سرانجام به این نتیجه رسیدم، به جای آن که بخواهم در مورد یک اندیشمند یا ادیب مطلبی بنویسم، موضوع را از زاویه دید دیگری نگاه کنم. پرسش هایی برایم مطرح شدند. از جمله آن که رابطه ی داستان و به طور کلی ادبیات با زندگی نامه و به طور کلی تاریخ چیست؟ شرح حال و زندگی نامه نویسی صرف، چه سود و زیان هایی دارد؟ چرا در ایران ما فقط به این گونه نوشته ها بسنده می کنیم؟! دنباله . . .
آشنایی با مولفه های ادبیات داستانی پست مدرن

داستان
پست مدرن چیست؟ چه گونه بدانیم یک داستان پست مدرن است؟ ویژگی های یک
داستان پست مدرن چیست؟ تفاوت ادبیات کلاسیک و مدرن با پست مدرن چیست؟ این
پرسش ها که ذهن مخاطبان داستان و حتا نویسندگان آن را به خود معطوف می کند
از جمله پرسش هایی است که منابع بسیار محدودی در زمینه ی آن ها وجود دارد و
همین اندک منابع هم پراکنده و غیر منسجم به آن ها پرداخته اند. دنباله . . .
کتک کاری استتیك
(درباره ی نقد ادبی)

یك
آدم شیر حلال خورده ای روزی گفت، نقد ادبی ترقی خواه باعث تولد، شكوفایی و
پیشرفت ادبیات مردمی می شود و انتقاد ادبی را به طنز "كتك كاری استتیك"
نام گذاشت. ویكتور هوگو ، خالق رمان بینوایان می نویسد : نقد، وجدان هنر
است. و در مطبوعات ما سال هاست كه می پرسند: چرا ادبیات ایرانی جهانی نمی
شود ؟ چرا نوبل ادبی را به ما نمی دهند ؟ چرا كسی آثار فارسی را به زبان
های خارجی ترجمه نمی كند ؟ و..و..و . در این جا باید گفت، در مملكتی كه
تعداد "بساز و بفروش" های ادبی روز به روز زیادتر و تعداد اهل قلم و
منتقدان روز به روز كم تر می شود، آیا می توان انتظاری از این به تر داشت ؟
نقد ادبی در غرب، فرزند خلف عصر روشنگری و حكومت مردم بر مردم بود. نقد
ادبی در جامعه ی مدعی مدنیت نیز نیاز به آزادی و برخورد عقاید دارد تا زیر
شلاق سانسور به خودسانسوری و سطحی گری مبتذل دچار نشود. هر بحران ادبی،
بحران نقد را نیز به همراه دارد و بر عكس. دنباله . . .
فراخوان به خوانندگان ارجمند برای یاری در گردآوری:
اصطلاحات عامیانه و ضرب المثل های امروزی زبان فارسی

زبان شکلی از حیات است و با ما زندگی می کند و همگام با ما تکامل می یابد. جمع بزرگی از انسان ها با زبان تکامل می یابند و جمع بزرگ دیگری خود تکامل دهندگان زبان هستند. در سده های ششم و هفتم هجری مولوی توانست زبان شعر فارسی و پس از آن زبان گفت و گویی را از بسیاری از پیچیدگی ها آزاد سازد.
زبان اگر زایش درستی نداشته باشد، ما دچار دریافت زبانی و فرهنگی میشویم و واژههای مورد نیازمان را از جاهای دیگر میگیریم. پدیدههای جدید نگاهی جدید و زبان جدیدی را میطلبند.
امروزه دو نگاه به زبان وجود دارد: پویانگری و ایستانگری. نگاه ایستایی این است که زبان تغییر نمیکند و مقدس است؛ اما در نگاه پویانگری زبان ابزار است و متناسب با شرایط، حتا معنایش هم تغییر میکند.
به ویژه در طی سه یا چهار دهه ی گذشته در جریان تحولات بزرگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در کشور ما که به روند حرکت از جامعه ی سنتی به جامعه ی مدرن که از دوران مشروطه آغاز شده بود شتاب بیش تری بخشیدند، زبان فارسی نیز دگرگونی های ژرف یافت و در کنار غنی تر کردن خود، با مشکلات تازه ای نیز که برخاسته از ناهنجاری های پدید آمده در جامعه ی ایران است رو به رو شد که یکی از آن ها تابو شدن بسیاری از واژه ها و مفاهیم توسط فرهنگ مسلط بود. دنباله . . .
دوره های تاریخی واژه پذیری در زبان فارسی

منشا زبانی که ما امروز آن را فارسی مینامیم، در دوره ی ساسانی، دریگ و در سده های نخستین پس از اسلام، فارسی دری نامیده میشدهاست. فارسی در دوره ی ساسانی به زبان رسمی آن دوره که ما امروز آن را پهلوی مینامیم، اطلاق میشدهاست. پهلوی در اصل، نام زبان منطقه ی پهله، یعنی خراسان فعلی، از حدود شهر مرو و نیشابور تا قومس و گرگان قدیم بوده است که پس از دادن نام پهله به منطقه ی ری، نهاوند، همدان و آذربایجان و چند شهر دیگر در این حدود، پهلوی برای نامیدن گویشهای این منطقه نیز به کار رفتهاست. درحقیقت گویشهای قدیم پهله ی اصلی، یعنی خراسان فعلی، با گویشهای پنج شهر ری و قم و اصفهان و همدان و آذربایجان، یک طیف را تشکیل میداده که در اصطلاح، آنها را گویشهای شمال غربی ایران (پهلوی اشکانی یا پارتی) مینامند، در مقابلِ گویشهای جنوب غربی (پهلوی ساسانی یا پارسیگ ) که فارسی دری دوره ی اسلامی و فارسی امروز ما دنباله ی همان است. دنباله . . .
علم عروض و وزن شعر فارسی

شعر را سخنی موزون و با قافيه خوانده اند و
منطقيان نيز اگر چه معتقدند كه شعر سخنی خيال انگيز است، اما وجود وزن يا
وزن و قافيه را برای شعر ضروری دانسته اند. حتا خواجه نصيرالدين توسي وزن
را به دليل خيال انگيز بودن، از فصل های ذاتی شعر دانسته است. اصولن شعر
هميشه نزد مردم موزون بوده و تنها در سده ی اخير، شعرهای بی وزن نیز سروده
شده است. شعرهای بی وزن گرچه خيال انگيز هم باشند، اما شور و فسون اشعار
موزون را ندارند.
مراد از خيال انگيز بودن يك شعر چيست؟ اين
پرسشی است كه همواره در برابر شاعران مطرح می شود. اگر بگوييد : «خورشيد
طلوع كرد» تنها خبر از طلوع خورشيد داده ايد، اما اگر بگوييد: «گل خورشيد
شكفت»، افزون بر دادن خبر طلوع خورشيد و آغاز روز، سخن شما خيال انگيز و
موزون و زيبا نیز هست. چرا خيال انگيز است؟ زیرا شما پيوند نهانی زيبايی
ميان خورشيد و گل را يافته ايد و خورشيد را به گل، و طلوعش را به شكفتن
تشبيه كرده ايد. اين سخن شما موزون نيز هست، زيرا بخش هجاهای آن با نظمي
زيبا كنار هم نشسته اند و اگر می گفتيد: « گل خورشيد شكفته شد»، اين سخن
شما تنها خيال انگيز بود، اما از نعمت وزن بهره ای نداشت. دنباله . . .
مشکلات کنونی زبان فارسی و راه های حل آن ها

زبان پارسی در مرحله ی بغرنج گذار و تحول کیفی است. در کشور ما تا آن جا که مشاهده می شود یک سیاست علمی برای اداره ی آگاهانه ی سیر تکاملی زبان و تسریع این سیر در مجاری سالم و ضرور وجود ندارد. تلاش های انفرادی و یا گروهی جمعی از دوستداران زبان پارسی، هنوز به معنای آن نیست که در این زمینه آن کار جدی که باید یشود، شده است و یا می شود.
زبان پارسی اکنون از همه جهات، در زمینه ی فونتیک، گرامر، لکسیک و از جهت دانشواژه ها ( ترمین علمی ) دچار هرج و مرج شگرفی است که ناشی از سیر خود به خودی آن است. باید درباره ی مشکلات زبان و حل آن ها تصور روشنی داشت و بر اساس این تصور و راه حل علمی، عملکرد و زبان را آگاهانه در مجرایی که به سود تکامل سالم و واقعی آن است سیر داد و به تکامل خود به خودی آن که همیشه با بیراهه ها و کژراهی ها همراه است و طی زمانی طولانی به ثمر می رسد، بسنده نکرد.
عمده ترین مشکلات زبان پارسی چنین هستند : دنباله . . .
بلاغت در ادب فارسی

پژوهش در سیر هنرهای بلاغی و سخنوری كه با شكار
معانی و نشاندن آن ها در ساختارهای سخن سر و كار دارد، از روزگاری كهن،
توجه ارباب نقد و اندیشه را برانگیخته و در ایران پیش از اسلام نیز
نشانههایی از این توجه به گفتار پیراسته و نیك وجود داشته است. در این
نوشتار ما بلاغت در ادب فارسی را از دو دیدگاه مورد بررسی قرار میدهیم.
الف) سیر هنرهای بلاغی و سخنوری در ایران
ب ) چشمه های بلاغت در شعر فارسی دنباله . . .
نگاهی به زن در ادبیات فارسی

گذشته از اجتماعات اولیه که مادرشاهی در آن رواج داشته، در طول تاریخ، مرد بر زن مسلط بوده و رابطهی میان این دو با کشاکش همراه بودهاست. مردان جز برتریهایی که از نظر جسمی، مادی، قدرت اقتصادی و اجتماعی، در جامعه داشتهاند، از موهبت آموزش و تحصیلات نیز برخودار بودهاند و از آن جا که اکثریت باسوادان جامعه را مردان تشکیل میداده اند، تاریخ و ادبیات نیز به قلم آنان نوشته شده و بدین ترتیب با باورمندیهای زنستیزانه و مردسالارانه، طبیعی است که تواناییها و جایگاه زن را نیز مردان در ادبیات مشخص کنند و در جایی بنشانند که خود میخواهند یا بر آن باور دارند. دنباله . . .
تکامل و تغییر زبان فارسی

چند سال است که از تغییر زبان فارسی سخن می رود و این جنبش امروز به ویژه شدت پیدا کرده است. جنبش برای تغییر زبان فارسی ِ مخلوط امروز، دو دلیل کاملن متضاد دارد که نباید با هم مخلوط شود.
۱- جنبش شووینیسم
۲- جنبش ترجمه ی علوم ملت های غربی به فارسی
حتا مثلن خاهر
خط فارسى هر از چندگاهى مورد بحث قرار می گیرد و پس از مدتى دوباره به حاشيه رانده مى شود. حاصل هر بار پي گيرى افراد و گروه هاى مختلف، در رسم الخط آن ها دیده مى شود و از بين پيشنهادهاى آنان گاه يكى دو پيشنهاد رواج و روايى مى يابد. در مقاله ی زير کوشش شده است سه پيشنهاد كه پيش از اين در نوشته هاى برخى تیز اعمال شده، به شكلى مستدل بررسى شود تا چنان چه اختلاف نظر فراوانى در پى نداشت به عنوان پيشنهادهاى منطقى در خط امروز فارسى اعمال شود. دنباله . . .
بازتاب زبان و ادب فارسی در جهان عرب

در دوره ی معاصر تلاش عرب ها در خدمت به ادبیات فارسی كم تر از ملت ها و قوم های دیگر نبوده است و هر چند این خدمت به علت و اسبابی كه از اراده ی آنان خارج بوده است، دیر صورت گرفته ولی بی هیچ غرور و بالیدنی می توان گفت كه فراوان و عظیم و ارجمند بوده است. این تلاش ها به میراث ادبی قدیم ایران نیز محدود نشده، بلكه فراتر از آن رفته و شامل آثار جدید فارسی نیز می شود.
۱- نقش مصری ها و عراقی ها:
بی
شك در تلاش هایی كه عرب ها در خدمت به زبان و ادب فارسی اعم از قدیم و
جدید آن به خرج داده و می دهند عمده ترین نقش از آن مصری ها بوده و هست.
علت های آن هم روشن است. هم صنعت چاپ و نشر در این كشور قدمت دارد و هم این
كشور در میان کشورهای عرب در حوزه های علمی فرهنگی ریشه دارتر و باسابقه
تر است. دنباله . . .
درددل های یک ویراستار
(در آشفته بازار خط فارسی)

من
تا حالا ویراستار خیلی جاها بودهام. سردستی بخواهم بشمرم، انتشارات
امیركبیر، انتشارات مدرسه، مجله ی رشد جوان، انتشارات صابرین، دفتر
تألیف و برنامهریزی درسی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و چند جای
دیگر. تا به حال هیچ جا ویراستاری نكردهام كه رسمالخطش با
رسمالخط دست كم یك جای دیگر مطابق باشد. در واقع، هر جایی یك
سازی برای خودش میزند. جالبتر این كه رسم الخط خودم هم با همه
جاهایی كه ویرایش میكنم، فرق دارد!
گاهی پیش میآید
كه از چند جا، هم زمان مطلب برای ویرایش دریافت میكنم. حالا بیا و
درستش كن! باید یادم باشد برای انتشارات امیركبیر بنویسم: «به ویژه»
چون قید است، اما برای بقیه نه. در سازمان پژوهش «آنها» را جدا
میكنند و بقیه ی جاها نه. در انتشارات مدرسه «جلوی مدرسه» ایراد
ندارد، اما در انتشارات امیركبیر، یك غلط فاحش به حساب میآید. در
انتشارات صابرین، «تر» به كلمه میچسبد، مثل «بزرگتر»، اما در وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامی باید آن را جدا كرد. هنگام ویرایش رشد جوان،
باید یادم باشد كه حتا «بیش تر» را هم جدا كنم، در حالی كه بقیه ی
جاها باید سر هم باشد. دنباله . . .
تنبلی زبانی


از
نظر زبانی، ما ایرانیان پارسیزبان امروزی بسیار تنبل هستیم و هرگز به خود
زحمت یادگرفتن زبان خودمان را نمیدهیم و از به کار بردن واژههای زبان
خودمان یا شرم داریم یا کوتاهی میکنیم. دامنهی واژگان مورد کاربرد ما
شاید از ٦-۷ هزار واژه نیز بیش تر نباشد. در حالی که در زبان انگلیسی، بر
پایه ی پژوهش دکتر رابرت سیشور (Robert H. Seashore)، رییس گروه
روانشناسی دانشگاه شمال غربی (Northwestern University) در ایالت ایلینوی
امریکا، هر کودک ده سالهی امریکایی نزدیک به ۳۴ هزار واژه را میشناسد و
بر پایه ی پژوهش دیگری هر دانشآموخته (فارغ التحصیل) کالج نزدیک به ۲۰۰
هزار واژگان را میشناسد (این به معنای دانستن معنا و کاربرد آن واژهها
نیست. ن.ک. قدرت واژگان نورمن لوییس. و گزارش مجلهی تایم سال ۱۹۴۷ م/۱۳۲۶ خ)
http://www.time.com/time/magazine/article/0,9171,855861,00.html متاسفانه در کنار این تنبلی و کوتاهی برای یادگیری و کار بستن واژههای موجود و جدید پارسی، اشتیاق و شیفتگی فراوانی به استفاده و «پراندن» واژههای غیرپارسی (عربی یا فرانسوی یا انگلیسی) داریم و این شاید نشانی از بیسوادی، خودباختگی و نداشتن اعتماد به نفس زبانی باشد. دنباله . . .
دوره ها و ویژگی های شعر فارسی
(از مشروطه تا امروز)

شعر سنتی فارسی، عبارت بود از موضوع های ذهنی و كلی،
با اطلاعات ادبی از پیش آماده و معلوم، در قالب معین و محدود. دراین گونه
شعر، به طور عموم، زمان تاریخی و تقویمی وجود نداشت، لذا كاركرد آن به سبب
كلیگرایی همواره همه زمانی و ذهنی بود.
شعر سنتی بازتابدهنده ی زندگی واقعی نبود، نتیجه ی استحاله ی زندگی در ذهن بود، لذا نیازی به كلمه های واقعی نداشت.
نزدیك
به یك سده ی پیش، در جریان جنبش تجددخواهانه در ایران ـ كه نتیجه ی گسترش
روابط تجاری و فرهنگی ایران با غرب بود ـ در كنار دگرگونیهایی اجتماعی،
شعر نیز دگرگون شد، از كلیگوییهای كلیشهای و ذهنی درآمد و به گونهای
بازتابدهنده زندگی شد.
پیشگامان تحول شعر در ایران از مبارزان
سیاسی آن سال ها بودند. آنان دست كم با یكی از زبانهای فرانسه، روسی و یا
تركی آشنایی كافی داشتند. دنباله . . .
حرمت واژه ها

در هر زبانی هر واژهای برای خود تاریخ و شخصیت و
کاربردی دارد. یکی از دلیلهایی که نباید در جای گزینی وامواژهها افراط و
زیادهروی کرد آن است که نمیتوان هر واژهای را به جای دیگری به کار برد.
در سدههای گذشته در زبانهای گوناگون، از جمله در ادبیات
پارسی، گاه مفهومها با هم اشتباه میشدند یا بدون توجه به جای یکدیگر به
کار میرفتند، به ویژه در زمینهی دینها. برای نمونه در زبان عربی به همه ی
زرتشتیان مجوس میگفتند که عربیدهی مگوس یونانی یا همان مغ پارسی است.
انگار به همهی مسلمانان بگویند آخوند! یا عطار نیشاپوری که دین زرتشتی را
با بتپرستی اشتباه میگیرد:
من آن گبرم در این هستی که بتخانه بنا کردم / شدم بر بام بتخانه و گبران را صدا کردم
دنباله . . .
نگاهی به ادبیات کودکان

ادبیات ایران از زمره ی فرهنگ های شفاهی است. یعنی فرهنگ ایران از آغاز بر فرهنگ شفاهی و نه فرهنگ كتبی استوار بوده است. ما جزو آن ملت هایی هستیم كه همواره به روایت های شفاهی و به فرهنگ شفاهی وابسته هستیم. مثلن پیش از اسلام _ به تعبیری كه آقای دكتر آموزگار گفتند_ اصلن بسیاری از متن های تاریخی و مذهبی را نمی نوشتند، بلكه فقط روایت می كردند. بعدها وقتی كه عرب ها هجوم آوردند، برخی از این متن ها نوشته شد. حتا سند بزرگی چون شاهنامه، نخست به وسیله ی دهقان ها روایت می شده، به وسیله ی فردوسی و پیش از آن به وسیله ی دقیقی نوشته شده و دوباره پس از مدتی همان نقالی شد . یعنی باز هم دوباره روایت شفاهی پیدا كرد. یعنی این جور مردم بی تاب هستند برای شفاهی كردن امور كتبی. حالا از این مساله كه خارج از بحث ما هست می گذریم و برمی گردیم به قصه برای كودكان. دنباله . . .
واژه گزینی و استقلال زبان فارسی

یكی از بخت های ما ایرانیان این است كه زبان ملی و زبان علمی مان یكی است. ملت هایی در جهان و در كشورهای اطراف ما هستند كه یا به حكم اوضاع و احوال تاریخی یا دانسته و به این گمان كه اختیار كردن یك زبان اروپایی به عنوان زبان علمی میتواند ایشان را در كار انتقال علوم و غلبه بر عقبماندگی علمی موفق كند، زبان ملی خود را برای كاربردهای روزمره نگاه داشتهاند و برای كاربردهای علمی، زیان های این گزینش به حدی است كه بر سودهای احتمالی آن میچربد.
جدایی نخبگان علمی از مردم، تشكیل یك گروه بسته یا كاست اجتماعی كه به اعتبار آشنایی اش با یك زبان بیگانه مزیت هایی بیش تر از لایههای دیگر اجتماعی به دست میآورد و مثل هر كاست دیگر این مزایا را در درون خود انتقال میدهد، و بریده شدن رابطه ی عامه مردم با علم از جمله ی این زیان هاست و چون مدار زندگی جدید بر پایه ی علم و فنآوری است، هنگامی که زبان ملی در بیان علمی و فنی ناتوان شود، اندك اندك حوزههای وسیعی از زندگی را به زبان بیگانه و به لایههای اجتماعیای كه حامل آن زبانند واگذار میكند و خود و حاملانش روزبهروز بیش تر به حاشیه رانده میشوند. دنباله . . .
آشنایی جهان با زبان و ادب فارسی

۱- آلمان و ادبیات فارسی
پیشینه
ی روابط ایران و آلمان به سده ی شانزدهم میلادی و دوران سلطنت شاه اسماعیل
اول برمیگردد كه این رابطه به صورت مبادله ی نوشته ها و اعزام سفیر بوده
است. به سال ۱٦۳۳م. هیئتی از آلمان به سرپرستی فیلیپ كروز، روانه ی ایران
شد كه آدام اولئاریوس، منشی و مشاور سفیر هم همراه آنان بود و همین فرد،
نخستین بار، گلستان سعدی را به طور كامل به زبان آلمانی ترجمه كرد و از
نخستین ایرانشناسان شد.
از ایرانشناسان سده های هجدهم و
نوزدهم میلادی نیز میتوان كسانی چون كارستن نیبور، یوهان گرتفرید، هاینریش
هاینه (۱۷۹۷ـ۱۸۵٦م.)، كارل هاینریش گراف (۱۸۱۵ـ۱۸٦۹م.) هامر، روكرت (ت.
۱۷۸۸م.) فریدریش روزن (ف. ۱۹۳۵م.) تئودر نلدكه (۱۸۳۷ـ۱۹۱۳م.) هلموت ریتر
(۱۸۹۲ـ۱۹۷۲م.)، فریدریش فن اشپیگل (ف. ۱۹۰۵م.)، كارل بروكلمان، برتولد
اسپولر (ف. ۱۹۹۰م.)، فریتس ولف (۱۸۸۰ـ۱۹۴۳م.)، هرمان اته (۱۸۴۴ـ۱۹۱۷م.) را
نام برد كه هر كدام از آنان در زمینه ی زبان و ادب فارسی كارهای ارزندهای
كردهاند.
دنباله . . .
نخستین نسل ادبیات داستانی مدرن ایران

زبان ادبیات داستانی در ایران با پیدایش و رواج روزنامهنگاری ـ بهویژه با انتشار «قانون» و «صوراسرافیل» و ترجمه ی نمایش نامهها و رمانهای فرنگی به زبان فارسی بنیاد گذاشته شد. انتشار کتابهایی نظیر «سیاحتنامه ابراهیم بیگ» ، «مسالک المحسنین» و «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» ، که اگرچه از لحاظ سبک و خصوصیات ادبی در یک سطح نیستند، در تحول نثر فارسی و پیدایش و تکوین ادبیاتِ داستانی ما تأثیر ژرفی گذاشت.
نثر طنزآمیز و هجایی «ملکم خان» و «دهخدا» و زبان
ساده و عامیانه ی «زین العابدین مراغهای» و طلاقت یا فصاحتِ کلام «میرزا
حبیب اصفهانی» به مثابه نقطه ی پایانی است بر یک جریان هزار ساله ی ادبی، و
در عین حال کوششی است در تجدید حیاتِ اشکالِ ادبیاتِ روایی در زبان فارسی.
تأثیر
دهخدا در شکلگیری زبان ادبیاتِ داستانی ما بیش از هر نویسنده ی دیگری
محسوس و ممتاز است. در نوشتههای شورانگیزِ دهخدا، به ویژه «چرند پرند»،
قطعاتی با ساختار روایی وجود دارد که با استناد به آنها میتوان دهخدا را
پیشتاز گرایشهای نو در ادبیات فارسی دانست. در حقیقت دهخدا نه فقط زبان
عامیانه را در ادبیات فارسی رواج داد و به آن اعتبار ادبی بخشید، بلکه
ورشکستگی فارسی منحط و ملالآورِ منشیان و مترادفبافان را نیز آشکار ساخت.
دنباله . . .
ترهی نو در اندازیم
(درنگی در خط فارسی)

. . .
یکی از شاگردان من با علاقه و هیجان فراوان وارد بحث شد و گفت:
« من چند پیشنهاد درباره ی خط فارسی دارم:
۱- لطفاً واکه ها را بگذارید.
۲- یک راهی برای نشان دادن "اضافه" پیدا کنید.
۳- فقط یک نشانه برای تمام حروف همصدا بکار ببرید.»
این شاگرد من که اسمش الیسابت است (اشتباه نکرده ام، الیزابت نیست.) تازه دو ماه است که فارسی می خواند. دو ماه ناقابل! او چندین زبان می داند ولی مقاله های باطنی و آشوری و... را نخوانده و زبانشناسی هم نمی داند. مشکلاتی که در آموختن زبان فارسی داشته او را به این نتیجه رسانده است. دنباله . . .
پست الکترونیکی: aryaadib2@gmail.com