تاریخچه ی پژوهش در زبانهای ایرانی
![]()
بر خوانندگان معلوم است كه اصطلاح "زبانهای ایرانی" منحصر به زبان و گویشهای زبان در ایران كنونی نیست. این تعبیر مربوط است به همهی زبانهایی كه امروز در فلات ایران با آنها ایرانینژادان سخن می گویند. مانند فارسی ایران، افغانستان و ماوراءالنهر و جزیرهنمای هند، كردی، لوری، گیلانی، پشتو، آسی، تاتی، تالشی، بلوچی، زبانهای پامیری، یغنابی و غیره. دستآوردهای علم زبانشناسی اثبات کرد كه زبانهای نام برده، ریشه به زبان قوم قدیمی با نام آری ـ آریانی دارد. دورهی موجودیت این زبان، تقریبن از هزارهی سوم تا هزاری یکم پیش از میلاد ادامه داشته است. ایراتوسفن، جغرافیاشناس یونان قدیم (۲۶۷ ـ ۱۹۲ پیش از میلاد) كشور میان هند و بینالنهرین را آریان مینامد. و اتیمولوژی كلمهی ایرانی از كلمهی "آری" مشتق گردیده است.
تقریبن در هزارهی دوم پیش ازمیلاد، قوم های آری به دو دسته، یعنی هند و ایرانی تقسیم میشوند. اوستا اثر خطی کهنترین ایرانیان و ریگویدا یا ویدا، اثر خطی کهن ترین هندوان، در این باره شهادت میدهند. دنباله . . .
تخلص در ادبیات فارسی

خواجه شمسالدین محمد ابن محمد شیرازی را همه با نام «حافظ» و سید محمد حسین بهجت تبریزی را با نام «شهریار» میشناسند. «حافظ» و «شهریار» "نام شعری" یا "تخلص" این دو سخنسرای نغز گفتار است. تخلص نامی است كه شاعر در شعرش، خود را به آن مینامد و میخواند.
شاعران به چند روی، برای خود نام شعری برگزیده و در شعر خود میآورند: دنباله . . .
نـظامی عـروضی و داسـتان ِ بیمقدار او
درباره ی فردوسی و سلطان محمود غزنوی
![]()
درباره ی فردوسی بیش تر از همه ی شاعران گذشته ایران سخن رفته است، اما بیش تر و یا حتا همه ی پردازندگان به فردوسی حكایتی را كه نظامی عروضی درباره ی فردوسی آورده است كم و بیش پایه ی حدس و گمانهای خود كردهاند و تقریبن همه دست كم بخشی از داستان نظامی را در چهار مقاله پذیرفتهاند (١).
شاید هیچ نوشته ی دیگری را نتوان یافت كه به اندازه ی داستان نظامی به آن تكیه شده باشد. واقعن اعتماد زیادی كه به این آبشخور سطحی و کدر شده است، حیرتانگیز است. بنا بر این ناگزیریم یك بار دیگر و با همدیگر این داستان را بیكم و كاست بخوانیم: دنباله . . .
سرگذشت واژه ی گل

گل در مرز و بوم ایران پیشینه ای بس دراز دارد و اگر می بینیم که در شعر و ادب فارسی بیش تر از دیگر سرزمین ها سخن از گل می رود، برای آن است که مردم این سرزمین از دوران های کهن به گل عشق می ورزیده اند و ایران زمین مهد پرورش گل بوده است. در میان گل ها، گل سرخ ( گل سوری) بیش تر مورد توجه ایرانیان بوده و هنوز بوته های وحشی این گل در گوشه و کنار روستاهای ایران به فراوانی دیده می شود و گلاب از زمان های بسیار قدیم شناخته شده بوده و در مراسم مذهبی و نیز در پزشکی به کار می رفته است و هنوز هم به کار می رود و در جشن ها، عروسی ها و میهمانی ها هنوز گلاب می گردانند.
واژه ی مرکب گلاب خود می رساند که مراد از گل، همان گل سرخ است و در ادبیات فارسی نیز گل بیش تر به گل سرخ گفته می شود و شکل های گوناگون این واژه در دوران های پیش از اسلام نیز به معنی گل سرخ است.بررسی های ریشه شناختی نشان می دهد که واژه ی گل خود شکل دگرگون شده ی واژه ی دیگری است که در زبان فارسی برای این گیاه وجود داشته است و ما رد آن را خواهیم گرفت. دنباله . . .
پست الکترونیکی: aryaadib2@gmail.com