شماره ی نوشته : ۲ / ۶

 

دکتر پرویز ناتل خانلری

 

شیوه ی خط فارسی

 

درباره ی نقص های خط فارسی و لزوم تغییر آن بسیار کسان گفتگو کرده و داد سخن داده اند. کار جعل و وضع و اختراع خط تازه داوطلب فراوان دارد، زیرا که کاری آسان شمرده می شود.

پیش از این درباره ی  نقص همه ی خط های متداول در جهان امروز بحث کردیم و گفتیم که اگر چه خط فارسی دارای نقص و عیب هست، خط لاتینی که برای نوشتن بعضی از زبان های مهم دیگر معمول است نیز همان قدر یا بیش تر نقص دارد. مسلم است که نقص و عیب خط انگلیسی از خط فارسی کم تر نیست، اما این امر نه موجب بی سواد ماندن انگلیسی زبانان و نه مانع رواج این زبان در میان ملت های دیگر جهان شده است. بنابراین گناه بی سوادی بیش از هشتاد درصد مردم ایران را بر گردن خط فارسی نباید گذاشت.

البته وضع الفبایی که برای نوشتن حروف و کلمات فارسی مناسب تر باشد امری ممکن است، اما پیش از این اشاره شد که اتخاذ الفبای جدید چه مشکلات و مفاسدی در بر خواهد داشت. پهلوانان میدان تغییر خط، آسان  ترین قسمت امر را گرفته و قسمت های دیگر را که مستلزم فهم و دقت و کوشش بیشتر است فرو گذاشته اند.

در میان خط های مهم معمول دنیا، تنها خط فارسی است که برای استعمال ِ همان شکل ها و علامت های متداول خود دارای هیچ گونه قاعده و ضابطه ای نیست. معلوم نیست که کدام کلمات را باید متصل نوشت و کجا باید به جدا کردن علامت ها مقید شد. برای نوشتن یک کلمه چندین صورت متداول است و هر کس با استدلالی جداگانه وجهی را ترجیح می دهد و می نویسد که دیگران نمی پذیرند، و کار این هرج و مرج به جایی رسیده است که تکلیف هیچ نوآموز و دانشجویی معین نیست، مگر آنکه خود راهی را برگزیند و اجتهادی بکند و شیوه ای را در پیش بگیرد که البته خاص او خواهد ماند و مورد قبول دیگران نخواهد شد.

گفتیم که خط انگلیسی ، فرانسوی و عربی و زبان های دیگر هم پر از نقص است . اما در همه ی این خط ها در هر حال قاعده های ثابتی هست. در عربی از وقتی که قواعد صرف و نحو را تدوین کردند به قاعده ی نوشتن کلمات هم توجه داشتند و قرن ها است که خط عربی برای استعمال خط، شیوه ی ثابت و معینی دارد. معلوم است که حرف جر به را همیشه باید به کلمه ی بعد که مجرور است متصل ساخت. و هرگز کسی پیدا نشده است که در این قاعده شک کند و این حرف را جدا بنویسد. در خط انگلیسی و فرانسوی هم، اگر چه حرف های بسیار هست که نوشته می شود و خوانده نمی شود، یا به یک صورت می نویسند و به صورت های گوناگون تلفظ می کنند، یا به چندین صورت می نویسند و به صورت واحد می خوانند، ولی در هر حال هر کلمه صورت مکتوب معینی دارد که می توان آموخت و همیشه به کار برد.

تنها خط فارسی است که دستخوش تفنن هر کاتبی است و هنوز تکلیف نوشتن کلمات آن معین نیست و هنوز هر کس شب دچار بی خوابی می شود، قاعده ی تازه ای برای شیوه ی نوشتن کلمات و اتصال و انفصال حروف اختراع می کند، یا هنگام کتابت هر چه به قلمش آمد می نویسد و بعد برای اثبات درستی آن دلیل و برهان می تراشد.

به گمان من، خط امری وضعی است،پس باید قرار و قاعده ی واحدی داشته باشد و این قرار میان همه ی نویسندگان و خوانندگان معهود باشد تا غرض و مقصود از نوشتن حاصل شود. یعنی نویسنده بتواند برای ثبت کلماتی که در ذهن اوست علامت های مکتوب به کار ببرد و خواننده از روی آن علامت ها درست همان را که مقصود نویسنده بوده است دریابد. بنابراین به ضرورت باید هر نشانه صورت واحد ثابتی داشته باشد.

در خط فارسی، نقص فقط نبودن یا به کار نرفتن علامت سه مصوت کوتاه، یعنی حرکات (فتحه، کسره، و ضمه) و تعدد علامات برای هر حرف نیست. در مواردی هم که خط مشکل و نقصی ایجاد نمی کند ما لیاقت آن را نداریم که قراری میان خود بگذاریم و روش واحدی در نوشتن پیش بگیریم. در نوشته های فارسی امروز کلمه ی " آمده ای " به چهار صورت نوشته می شود :  آمدۀ ، آمده ئی ، آمده یی ، آمده ای .

این دیگر نقص و عیب خط نیست. بلکه نقص نویسندگان است که نتوانسته اند با هم درباره ی امر ساده ای توافق کنند. بسیاری از مشکلات خط فارسی از این قبیل است و به آسانی می توان آن ها را رفع کرد.

اما، برای آن که چنین قراری گذاشته شود و همه درباره ی آن همداستان شوند، لازم است نخست در اصول و مبانی ِ بحث، با هم موافقت داشته باشند. یعنی بدانند که برای قبول یک وجه و ترک وجوه دیگر بنا را بر چه باید گذاشت.

اصولی که ادیبان، در مباحثات راجع به رسم الخط، بر آن ها تکیه می کنند، از این قرار است :

١ –  شیوه ی متداول  کاتبان قدیم، یعنی سنت دیرین خط فارسی

۲ –  آسانی ِ خواندن و پرهیز از اشتباه

٣ -  زیبائی ترکیب کلمات

۴   اتکاء به قواعد منطقی دستور زبان فارسی

۵   پیروی از شیوه ی خط عربی، در موارد مشترک میان دو زبان فارسی و عربی

از این جمله، اصل اول هرگز ما را به جایی نمی رساند . کسانی که با نسخه های خطی قدیم فارسی و خطوط خوش نویسان معروف آشنایی دارند می دانند که اولا در هیچ موردی خط فارسی قاعده ی ثابت و واحدی نداشته است و ثانیا در طی قرون متعددی که آثار ادبی زبان فارسی کتابت شده است، تحول و تغییر بسیار در شکل حروف و شیوه ی نوشتن کلمات روی داده است. بنابراین از نسخه های قدیم نمی توان حکم واحدی استخراج کرد. برای مثال می توان شیوه ی کتابت کسره ی اضافه  را در حالی که کلمه به های غیر ملفوظ ختم شده باشد ذکر کرد. در این مورد ابتدا بعد از کلمه، شکل ی نوشته می شد. مانند : خانه ی من، بعد برای آن که نشان بدهند که این حرف، یای اصلی نیست و تنها بر اثر التقاء (بهم رسیدن) دو کسره چنین تلفظ می شود، در کتابت شکل آن را اندکی تغییر دادند و فقط سر ِ حرفِ  ی  را نوشتند ( یعنی نیمی از آن را)، پس از آن شاید برای آن که حروف و کلمات کم تر جا بگیرد، این علامت را بالای حرف ِ  هاء  قرار دادند و آن را به شکل همزه در آوردند و این صورت از آن حاصل شد : خانۀ من.

در موارد فصل و وصل حروف و کلمات هم کم تر نسخه ای را می توان پیدا کرد که که در سراسر آن قاعده ی واحدی برای نوشتن یک وجه مراعات شده باشد.، تا آنجا که گاهی در یک سطر کاتب کلمه ی واحد را به چند صورت نوشته است. یک مثال ِ این مورد حرف اضافه ی  به است که گاهی به کلمه ی بعد وصل شده و گاهی جدا نوشته شده است.

با توجه به این نکته ها در می یابیم که اتکاء به شیوه ی نوشتن کاتبان قدیم، ما را به جایی نمی رساند و مشکلی را حل نمی کند. پس باید در پی اصول دیگری رفت.

اصل دیگر، زیبایی شکل کلمات است. بسیاری از کاتبان، خاصه کسانی که خوش نویس بوده اند، در ترکیب کلمات از این اصل پیروی کرده اند و شاید اختلاف و هرج و مرجی که در شیوه ی خط فارسی حاصل شده است بیش تر نتیجه ی توجه به همین نکته بوده باشد. در هر حال باید در نظر بگیریم که غرض اصلی از نوشتن زیبایی نیست، بلکه بیان مقصود است و اگر هم در بعضی از انواع خطوط چنین غرضی در کار باشد، اکنون که نوشته ها با حروف سربی چاپ می شود دیگر تفنن در کتابت میسر نیست و زیبایی به کار نمی آید. پس باید این اصل را هم مردود دانست و به کنار گذاشت.

اما پیروی از شیوه ی خط عربی هم اصلی نیست که در همه ی موارد قابل مراعات باشد. با آن که خط فارسی و عربی یکی است و بسیاری از لغات در این دو زبان مشترک است، از حیث ساختمان زبان، میان عربی و فارسی آن قدر تفاوت و اختلاف وجود دارد که هرگز نمی توان قاعده های کتابت یکی را در دیگری نیز درست دانست و به کار برد. مثال این مورد حرف ِ های غیر ملفوظ است که در عربی وجود ندارد، یعنی مثلا صورت به که در فارسی نشانه ی یک حرف صامتِ ب و یک حرف مصوت ( کسره) است، در عربی همین شکل برای نشان دادن دو حرف صامتِ ب و ه ، و دو مصوت پس از هر یک، نوشته می شود.

بنابراین در اتخاذ روش واحد برای نوشتن کلمات فارسی تنها دو اصل می ماند که باید مراعات شود : یکی اتکاء به قواعد منطقی دستور زبان فارسی و دیگر کوشش برای وضوح و پرهیز از اشتباه.

اما در ضمن این دو اصل،  باید همواره در نظر داشت که تا هر جا ممکن باشد از بدعت و دوری از اسلوب معمول پرهیز شود، زیرا اگر بخواهیم در این شیوه افراط کنیم روش ما با روش متداول، اختلاف بسیار حاصل خواهد کرد و این اختلاف، خود بسیاری از مشکلاتی را که از تغییر اساسی و کلی خط پدید می آید، در بر خواهد داشت.

 

از : زبان شناسی و زبان فارسی