خط فارسی، مسئله ی خط
شماره ی نوشته: ۵ / ۶
احسان طبری
مسئله ی خط
مسئله ی خط غیر از مسئله ی زبان است، ولی پیوند خط و زبان روشن است، خط تنها علامت گذاری هایی برای زبان نیست، بلکه مابین واژه ها و قواعد دستوری زبان و خط، طی زمان، نوعی روابط ارگانیگ برقرار می شود که خود درخورد بررسی دقیق است. در این جا ما با دیالکتیک ِ شکل و مضمون سر و کار داریم و پیوند این دو مقوله نیز امری است مسلم و در هر مورد ِ مشخص، این پیوند دارای ویژگی هایی است.
خط کنونی فارسی ماخوذ و مقتبس از خط عربی است، ولی ایرانیان آن را با ذوق سته تیک ( Esthetique زیبایی شناسی ) خود سازگار ساختند و آن را بسط و تکامل بخشیدند. خط کنونی ما اعم از نسخ و یا نستعلیق که امروزه نزد ما متداول است، مسلما خطی است که در کنار یک سلسله معایب مهم، دارای مزایایی نیز هست.
هزار سال است که فرهنگ مکتوب ما با این خط نگاشته می شود و طی این مدت آن چنان پیوند صمیم بین واژه ها و شکل خطی آن ها پدید شده که گویی آن ها را از هم نمی توان گسست. خط کنونی ما از جهت تند نویسی و تند خوانی بر خط لاتین که مدعی جانشینی آن است ترجیح دارد. در صورت تغییر خط، ما دچار مشکلات بزرگی از جهت حفظ ادامه کاری در ارثیه ی فرهنگی خواهیم شد.
تردیدی نیست که خط لاتینی به تدریج در پنیاد لغوی و صرف و نحوی زبان ما تاثیراتی خواهد کرد و زبان ما را از هیئت سنتی قرون وسطایی آن بیش از پیش و با سرعتی فزون تر خارج خواهد ساخت، یعنی بر آرکائیسم و کهنگی زبان ادبی کلاسیک ما بیش از پیش خواهد افزود. وقتی مثلا سده ای از تغییر خط بگذرد ( البته در صورتی که تدابیر ویژه ای اتخاذ نشود و با پیگیری اجراء نگردد ) نسل های آتی دیگر متون ادبی کلاسیک فارسی را با زحمتی به مراتب بیش از اکنون خواهند فهمید. چون آن که ما اکنون زبان های ایرانی ِ پیش از اسلام را جز از راه آموزش مخصوص ِ آن زبان ها، نمی توانیم درک کنیم.
این گسست فرهنگی خود عیب بزرگی است. تجربه ی ترکیه واقعی بودن این خطر را نشان می دهد ؛ نسل کنونی ترک به زحمت می تواند از اشعار و آثار شاعران و نویسندگان متاخر خود که پیش از تغییر خط می نوشته اند، به درستی و آسانی استفاده کند، زیرا خط در بنیاد لغوی و صرف و نحوی زبان ترکی اثرات فراوانی به جای گذاشته، یعنی آنچه را که برای وی متناسب بوده برداشته و آنچه را که برای وی نامناسب بوده فرو گذاشته است.
لذا تردید برخی از ادیبان ما درباره ی تغییر خط، تردیدی به جا و دارای پایه های منطقی است، ولی علیرغم همه ی این ملاحظات، حکم قاطعی که می توان داد چون این است : با وجود معایب و خطرات جدی تغییر خط، از آن جا که مزایا و جهات مثبت این عمل، در طول تاریخ و از نظر تکامل مدنی کشور ما ، بر جهات منفی به مراتب چربنده تر است، لذا باید مسلمن و مسلمن به این اقدام دست زد.
جای شک نیست که این عمل باید با تدارک سنجیده و با مراعات شیوه ی تدریج انجام گیرد و برای آن نقشه ی منظم و بررسی شده ای داشت. خط ِ جانشین ِ خط کنونی، باید خط لاتین باشد، نه خط های ساختگی یا خطوط متداول دیگر، زیرا خط لاتین در علائم سمبولیک ریاضیات ، شیمی، فیزیک و علوم دیگر رخنه کرده و باید نوآموز را از این که مجبور باشد در جریان تحصیل، خطوط مختلفی را فراگیرد، حتی المقدور فارغ ساخت. نوعی از خط که ترک ها برای خود برگزیده اند و در خاورشناسی سنت داشته برای ما نیز، با برخی تغییرات، مناسب است.
تغییر خط علاوه بر تسهیلات عمده ای که در درست خوانی و درست نویسی ایجاد می کند، به تدریج به هرج و مرج موجود در تلفظ کلمات و املاء آن ها و نیز در قواعد صرف و نحوی خاتمه خواهد داد و به عامل تنظیم کننده ی مهمی در حیات داخلی زبان بدل خواهد شد.
هیچ گونه اصلاح آگاهانه در تکامل زبان، بدون اصلاح خط نمی تواند جدی و اساسمند باشد. هر کاری را در این زمینه باید از همین جا آغاز کرد.
از : مسائلی از فرهنگ، هنر، زبان
پست الکترونیکی: aryaadib2@gmail.com